تبلیغات

ابزار وبلاگ

سرزمین علم 7 8 9 - مطالب فارسی نهم

سرزمین علم 7 8 9 - مطالب فارسی نهم

محل نمایش تبلیغات شما

تضاد {طباق /متضاد/مخالف}

آوردن دو کلمه است با معنی متضاد که موجب زیبایی و لطفات سخن می گردد . تضاد باعث تلاش ذهنی  می شود ؛ مانند : « سیاه و سفید ، نیک و بد ، بزرگ و کوچک »

به این بیت توجه کنید :

« دشمن دانا که غم جان بود                        بهتر از آن دوست که نادان بود »


...

جمعه 6 اسفند 1395 - 08:39 ب.ظ
ادامه مطلب

نمونه سوالات فارسی

نمونه سوال اول                   دانلود

نمونه سوال دوم                  دانلود

نمونه سوال سوم                دانلود

پنجشنبه 9 دی 1395 - 11:00 ب.ظ
ادامه مطلب
موضوع : فارسی نهم،

بشتابید                                          بشتابید 
گام به گام ادبیات نهم
هرچی بخوای هست توش 

معنی کلمات
معنی اشعار
معنی جملات مهم
جواب خود ارزیابی ها
و...


دوشنبه 6 دی 1395 - 03:11 ب.ظ
ادامه مطلب
موضوع : فارسی نهم،
سه شنبه 20 بهمن 1394 - 03:56 ق.ظ
ادامه مطلب
موضوع :

گروه های اسمی و تشخیص آن ها 

گروه اسمی چیست ؟

به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند .

گروه چیست ؟ گروه در این جا به معنای اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست . یعنی مثلاً ما در زندگی خود تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرند ، به آن گروه نمی گوییم . مثلاً ما به مجموع چند نفر گروه می گوییم . ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم.

توجّه : گروه در زبان فارسی چنین معنایی ندارد . یعنی ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .

مثال : " مداد" یک گروه اسمی است . " مداد مشکی" هم یک گروه اسمی است . " چهار مداد مشکی" هم یک گروه اسمی است .

توجّه : در هر گروه یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .

چگونه یک اسم را در جمله تشخیص دهیم ؟

به این جمله دقت کنید :

من برای خرید کفش به بازار رفتم .

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

پاسخ : 3 گروه

1- من 2- خرید کفش 3- بازار

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

خرید کفش ، پس از حرف اضافه ی " برای " قرار گرفته و متمم است . که "خرید " در این جا هسته و "کفش " وابسته است.

بازار ، پس از حرف اضافه ی " به " قرار گرفته و متمم است .

می دانیم که متمم ها همیشه اسم هستند . در کل کلماتی که در نقش های مختلف ( متمم ـ مفعول ـ قید ـ مسند ) قرار می گیرند ، اسم هستند .پس شما اگر بتوانید نقش ها را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .

1- خرید کتاب :اگر کلماتی را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ، هسته هستند .

یعنی در یک گروه اولین کلمه ای که کسره می گیرد " هسته " و بقیه ی کلمات وابسته هستند .

مثال : در گروه " مداد مشکی من " مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند . مشکی وابسته و من وابسته ی وابسته است .

سوال : در گروه " این خانه ی بزرگ " هسته و وابسته را مشخص کنید ؟

پاسخ : هسته ← خانه وابسته ی پیشین ← این وابسته ی پسین ← بزرگ

نتیجه : پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو زبان شناسان وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .

1- وابسته های پیشین 2- وابسته های پسین

وابسته های پیشین

صفت اشاره) مانند : این ، آن ، همین ، همان ، چنین ، چنان ، آن گونه ، این گونه و .... .

این کتاب ، آن دوست ، همین خانه ، همان مداد ، همین ماشین ، چنین مردی ، چنان کاری

دقت کنید ، این کلمات زمانی صفت هستند که همراه اسم به کار روند و گرنه به تنهایی ضمیر هستند .

مثال : برادرم آن را برداشت . در این جا کلمه ی " آن " به یک چیزی که نامش نیامده اشاره دارد ، یعنی به جای آن کلمه آمده است و ضمیر نام دارد . ولی اگر بگوییم " برادرم آن ساعت را برداشت " آن صفت است زیرا همراه یک اسم ( ساعت ) به کار رفته است .

نکته: هرگاه بعد از واژه های اشاره شده مکث کوتاهی شود ، یعنی بتوانیم بعد از آن ها نشانه ی " ، " بگذاریم باز واژه ی مورد نظر «ضمیر اشاره» است.

مثال: این ، مجید است .

صفت پرسشی ) هرگاه واژه های « کدام ،کدامین، چه ،چگونه ،چطور، چه جور ،چه سان، چه قدر، چه اندازه ،چه مقدار ،چند، چندم ،چندمین ،هیچ و....» همراه با اسم بیایند «صفت پرسشی» نامیده می شوند. اما اگر با اسم یا جانشینان آن همراه نباشد «ضمیر پرسشی» هستند.

مثال: کدام کتاب را دوست داری؟ ( صفت اشاره ) کدام را دوست داری ؟ ( ضمیر اشاره )

3) صفت مبهم: هرگاه نشانه های مبهم « هر،همه،هیچ،فلان، چندین، خیلی، کمی، بسیاری، اندکی ،قدری، برخی، بعضی ،پاره ای، چندان ،...» همراه اسم یا جانشینان اسم ذکر شوند، «صفت مبهم» اند و اگر بدون همراهی اسم و جانشینان اسم ذکر گردند «اسم مبهم» اند.

مثال: همه ی مردم آمدند . همه همراه با اسم است پس ← صفت مبهم

همه ، آمدند . همه ، همراه با اسم نیست پس ← ضمیر مبهم

نکته:هرگاه « چند، چندین ، هیچ» مفهوم پرسشی داشته باشند دیگر نشانه مبهم نیستند و صفت پرسشی به حساب می آیند .

مثال: هیچ عاقلی را می شناسی؟

همچنان که مثلاً کلمه ی " چه " می تواند ضمیر پرسشی یا ضمیر تعجبی باشد . به مثال ها توجه کنید .

چه کتابی خریدی ؟ چه ، صفت پرسشی است .

چه کتاب زیبایی ! چه ، صفت تعجبی است .

یعنی در تشخیص این گونه مباحث باید به معنا توجه لازم و کافی کرد .

4) صفت تعجبی:هرگاه واژه های «چه، ،عجب،چقدر» همراه اسم یا جانشینان اسم باشند«صفت تعجبی» هستند و اگر به تنهایی بیایند ، «ضمیر تعجبی» اند.

مثال: چه کار خوبی کردی ! چه وابسته ی پیشین و صفت تعجبی است .کار هسته است .

چه کردی ! کار هسته است . و به قرینه لفظی حذف شده است . ما در درسی دیگر حذف به قرینه را توضیح خواهیم داد .

5) صفت شمارشی:
الف)صفت شمارشی اصلی:هر گاه اعداد یک تا بی نهایت با اسم یا جانشینان اسم همراه گردند ، «صفت شمارشی» اصلی اند و اگر به تنهایی بیایند «ضمیر شمارشی»اند

مثال : یک مسلمان نباید دروغ بگوید . یک وابسته پیشین و صفت شمارشی اصلی است .

ب) صفت شمارشی ترتیبی:صفتی است که با لفظ «-مین» یا «-م» همراه است . صفتی که با «_مین» همراه می شود وابسته پیشین و صفتی که با « -م» همراه می شود وابسته پسین است.

مثال: چهارمین سال تولد برادرم را جشن گرفتیم . سوم وابسته ی پیشین و صفت شمارشی است . سال هسته است .

خرداد ، ماه سوم سال است . سوم وابسته ی پسین و صفت شمارشی است .ماه هسته است .

6) صفت عالی :همه ی صفت هایی که وند «ترین»را به دنبال دارند «صفت عالی» هستند

مثال: دیدن او بزرگ ترین آرزوی من است . بزرگ ترین وابسته ی پیشین و آرزو هسته است .

7) شاخص: عناوین و القابی را می گویند که پیش از اسم می آیند . شاخص ها بی هیچ فاصله ای در کنار هسته قرار می گیرند و خود اسم یا صفت هستند و می توانند در جای دیگری هسته گروه اسمی باشند .

مشهور ترین شاخص ها عبارتند از : آقا ، خانم،استاد، حاجی خواهر، برادر، عمو ،عمه ، خاله، تیمسار، سرلشکر، کدخدا، مهندس ، دکتر ، امام ، شهید و...

چگونگی تشخیص هسته ی گروه اسمی

هرگاه در یک گروه اسمی بیش از یک اسم وجود داشته باشد،تنها یکی از آنها هسته است وآن اسمی

است که معمولاًمفهوم اصلی گروه اسمی را تشکیل می دهد .

برای تشخیص آن با ید به موارد زیر توجّه کرد.

1- اگر گروه اسمی جایگاه نهاد را اشغال کند ،فعل جمله از نظر شخص وشمار تنها با اسمی مطابقت

می کند که نقش هسته را بر عهده دارد.

مثال:« دبیران مدرسه ی ما فردا در یک جلسه ی عمومی شرکت خواهند کرد .»

در این جمله گروه اسمی "دبیران مدرسه ی ما "نقش نهاد را دارد واز سه واژه تشکیل شده است که فعل

جمله تنها با واژه ی "دبیران"مطابقت دارد .

2-ملاک دیگر برای تشخیص هسته ی گروه اسمی این است که معمولاًاولین واژه ای که در گروه اسمی

نقش نمای اضافه می گیرد ،هسته است .

مثال :"آن دو درخت تنومند همسایه "

3- اگردر گروه اسمی هیچ کدام از واژه ها نقش نمای اضافه ندارند ،هسته آخرین واژه است .

مثال :این چند دانش آموز

هسته

که اگر آن را گسترش دهیم ،دانش آموز اولین واژه ای است که نقش نمای اضافه می گیرد .

"این چند دانش آموز ِ زرنگ"

                  هسته

سه شنبه 20 بهمن 1394 - 03:50 ق.ظ
ادامه مطلب
موضوع :

بیست توصیه برای دانش آموزانی که انشای 20 می خواهند.

سلام دانش آموز عزیز، اگر نمی توانی انشا بنویسی یا انشا نوشتن برای تو مشکل است، غصه نخور. با توصیه های زیر می توانی بهترین انشا را بنویسی و نمره 20بگیری. حالا با دقت سفارش های زیر را بخون وبه آن ها عمل کن.

1_ یادت باشد انشا همان گفتن است، اما گفتن مکتوب یعنی همان گونه که حرف می زنی می توانی ینویسی، حتی از گفتن هم آسان تر است . یا حتی شما می توانید گفتارتان را بنویسید. مثلا اگر برای خرید به مغازه رفتید و چیزی خریدید، همین رفتن به مغازه را ابتدا به زبان گفتار بنویس و سپس آن ها را تبدیل به نوشتار کن. با این کار شما انشا نوشته اید.

2_ با جمله های ساده شروع کن. ابتدا چند کلمه برای خود بنویس و سپس با آن ها جمله بسار. مثلا هر کلمه زیر را در یک جمله به کار ببر. سوسک، درخت، هواپیما، نمک.

3_ حالا سعی کن با دوکلمه که اصلا به هم ندارند، جمله بسازی. مثلا کلمات مداد و آسمان را در یک جمله به کار ببر.

4_در این مرحله سعی کن با سه کلمه یا بیش تر جمله نویسی. مثلا یخچال، مدرسه و کوهستان را در یک جمله به کار ببر.

5_ جمله هایی با فعل های متفاوت بنویس.

6_ اگر می خواهی جمله هایت زیبا باشند، کافی است که جلوی کلمه هایت یک کلمه << مثل>> بنویسی وسپس با آن ها جمله بنویسی. اگر این کار را انجام دهی از آرایه ادبی تشبیه استفاده کرده ای حالا جمله های زیر را ادامه بده.

خورشید مثل .... مادر مثل...

7_ بعضی کلمات را می توانی در دو معنای متفاوت به کارببری. مثلا کلمه ستاره را یکبار در معنای اسم دختر ویکبار به معای ستاره ای که در آسمان است در جمله به کارببر.

8_ سعی کن هرچه به ذهنت می آید بنویسی. سپس می توانی برگردی و آن ها را ویرایش کنی . ( از نوشتن نترس)

9_ از هر موضوع کوچک برای نوشتن استفاده کن . مثلا اتفاقی در راه مدرسه، رفتگر محله تان، کاسب محله تان و...

10_ بعد از جمله نویسی، بند (پارگراف) نویسی را تمرین کن. هر چه می خواهی بنویسی در یک بند بنویسی. حالا در یک بند بنویسی << وقتی بهار می آید چه حسی داری.>>

11_ برای موفقیت در هر کاری نیاز به تمرین است وبرای موفقیت در انشا نویسی هم باید تمرین کنید وتمرین کنید وتمرین. یادتان باشد هیچ نویسنده ای از مادر نویسنده به دنیا نیامده، بلکه با تمرین کردن، نویسنده شده است.

12_ هر هفته یک داستان کوتاه بخوانید و به کلمات وجمله های آن توجه کنید. وببینید اگر شما جای نویسنده داستان بودید چه کلمات دیگری استفاده می کردید. آن ها را بنویسید.

13_ داستان ها را خلاصه کنید. برای خلاصه کردن کافی است داستان را برای کسی تعریف کنید و آن ها را بنویسید.

14_ برای این که خوب بنویسید باید خوب نگاه کنید وچشمان بینا داشته باشید. به اطرافتان نگاه کنید وهر چه می بینید بنویسید.

15_ خداوند پنچ حس به ما داده است. سعی کنید از پنج حستان استفاده کنید. مثلا وقتی دست روی می کشیم احساس زبری یا نرمی به ما دست می دهد و...

16_ اگر چند کلمه هم معنا هستند از کلمه ای که زیبا است استفاده کنید. مثلا << بفرما، بنشین>> بک معنا دارد، اما می دانید << بفرما>> زیباتر است.

17_ سعی کنید برای کلمات، صفت های متفاوت بنویسید. اگر در این کار تمرین کنید دایره واژگان ذهن شما زیاد می شود. مثلا برای انار می توان صفت های سرخ، ترش، ملس، شیرین و... را به کار برد. شما چه صفت های دیگری برای انار می شناسید آن ها را بنویسید.

18_ از زبان اشیای اطراف خود حرف بزنید. مثلا از زبان کیفتان یا یخچال منزلتان یا تخته کلاس و... برای این کار کافی است خودتان را جای آن شی یا موضوع بگذارید.

19_ از نوشتن موضوعات خنده دار ( طنز) غفلت نکنید. برای این کار کافی است یک لطیفه درست کنید یا این که به لطیفه هایی که شنیده اید کمی شاخ وبرگ دهید و آن ها را برای دوستتان تعریف کنید.

20_ سعی کنید کوتاه بنویسید. طولانی نوشتن هنر نیست، بلکه هنر در کوتاه نویسی است. گاهی می توانید انشایتان را در یک جمله بنویسید. آن هم یک جمله زیبا وقشنگ و پرمعنا، این ها توصیه یک معلم انشا برای شما بود که اعتقاد دارد همه می توانند انشا بنویسند. به امید بیست سفارش بعدی .

نویسنده: ابراهیم هداوند میرزایی ( مدرس مراکز تریبت معلم ورامین وشهر ری) کتاب انشا ونگارش

ماهنامه آموزشی، پژوهشی، خبری، اطلاع رسانی، تحلیلی سال سوم. اردیبهشت 1391 . شماره

 

دوشنبه 12 بهمن 1394 - 03:32 ق.ظ
ادامه مطلب
موضوع :

(( بسم الله الرحمن الرحیم ))

معرفی قالب های شعر

غزل : شعری است که حداقل در پنج بیت و حداکثر در دوازده بیت سروده می شود و مصراع اول با مصراع های زوج بقیه بیت ها هم قافیه است. موضوع غزل عشق،عرفان و بیان احساسات وعواطف است . معروف ترین غزل سرایان مولوی، سعدی ، حافظ ، صائب تبریزی و شهریار است .

قصیده : شعری است که مصراع اول و مصرع زوج هم قافیه است ، اما تعداد ابیات حداقل پاتنزده بیت و حداکثر چهل بیت است . موضوع قصیده ستایش و نکوهش و وصف طبیعت ، مسائل اجتماعی و حکمت است . معروف ترین قصیده گویان رودکی ، ناصر خسرو ، سعدی، ملک الشعرای بهار و قاآنی هستند.

تفاوت غزل و قصیده : 1 - از جهت محتوا درونی  2 - از جهت تعداد ابیات .

قطعه : شعری است که مصرا ع های زوج آن هم قافیه هستند و حداقل دوبیت دارد  و موضوع آن پند و اندرز و مسائل اخلاقی و اجتماعی و تعلیمی و ستایش و نکوهش است .

مثنوی : شعری است که هر بیت آن قافیه مستقل دارد . مناسب ترین قالب برای بیان طولانی است معروف ترین مثنوی گویان ،فردوسی ، نظامی ، مولوی ، عطار و سعدی هستند .

چهارپاره : شعری است  که شامل چند تا دو بیتی با قافیه های گوناگون یعنی هر دوبیتی قافیه جداگانه دارد که با بقیه دو بیتی ها تفاوت دارد و قافیه ها در مصراع های زوج هستند .

نیمایی ( نو ) : این نوع قالب مصراع ها گاهی کوتاهع و گاهی بلند می شود و قافیه دارد اما قافیه در شعر نو جای مشخصی ندارد و شاعر هر جا که لازم باشد از قافیه استفاده می کند.

دوبیتی : شعری است شامل دو بیت و چهار مصراع که گاهی مصراع سوم قافیه ندارد و بیش تر درباره موضوعات عاشقانه و عارفانه است وبین روستاییان رایج است . باباطاهر و فائز معروف ترین دوبیتی گوی هستند .

رباعی : همانند دوبیتی است ولی در همۀ دوره ها رواج داشته است و معروف ترین رباعی گویان خیام نیشابوری ، عطار ومولوی هستند .

شباهت و تفاوت دوبیتی و رباعی : دوبیتی و رباعی هر دو عاشقانه و عارفانه هستند . هردو چهار مصراع و دو بیت هسند ولی دو بیتی در بین روستاییان رواج داشته است اما رباعی در همۀ دوره ها رواج داشته است.

     پایان                                                      امید زمانی جمشیدی 

سه شنبه 6 بهمن 1394 - 08:54 ق.ظ
ادامه مطلب
موضوع :